نبض زمان آرام می تپد روزی کودکم خواهد آمد

خسته ام خسته .....

1394/10/17 23:33
نویسنده : مامان آینده
488 بازدید
اشتراک گذاری

 

همه ، مرا با خنده های بلند می شناسند !

اما .....

این بالش بیچاره ،

چه می کشد با گریه های بی صدای من .....

 

 

 

سلام گلم خوبی ؟

یه مدت نتونستم بیام برات چیزی بنویسم ، شرمنده

عزیزم .....

ثانیه ها گذشتن و تبدیل به دقیقه ها و ساعت ها شدند

ساعت ها گذشتند ، روزها و هفته ها هم گذشتند

ماه ها گذشتند و تبدیل به سال شدند

این همه انتظار .....

این همه چشم به راه بودن .....

و این همه نگرانی .....

با چشمانی اشکبار و دلی پر درد مینویسم

مینویسم از نیومدنت .....

ار نبودنت .....

و از نداشتنت .....

این روزها و ماهها و سال باعث شدن تبدیل به انسانی بی روح ، سنگی و اخمو بشم

عزیزم مادری شدم بی خیال و بی تفاوت .........................................

نه هنوز مادر نشدم!!

زنی شدم بی خیال و بی تفاوت و بی احساس !

منی که برای داشتنت ساعت ها .... روزها و ماهها رو میشمردم

حالا بی خیاله بی خیال شدم

شاید قبلا امیدی به اومدنت داشتم اما الان دیگه میدونم که نمی یای

دیگه دل و دماغی واسم نمونده

دیگه حال و حوصله ای ندارم حتی حوصله ی خودمو .....

بگذریم

عزیزم دور و بریام ....

همه اونایی که با من یا بعد از من ازدواج کردن ، مامان شدن

فقط من موندم .

نمیدونم چی بگم

این حکمته ..... تقدیره یا قسمت !

شایدم امتحان باشه !!!!!

نمیدونم .....

اما ای کاش دل خدا به رحم میومد .

 

خسته ام خسته .....

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)